۱۳۹۰ آبان ۵, پنجشنبه

صبح صادق سپاه:محمد رضا شریفی نیا،زنان را برای انتخاب بازیگری لخت مادرزاد می کند

صبح صادق سپاه:محمد رضا شریفی نیا،زنان را برای انتخاب بازیگری لخت مادرزاد می کند

صبح صادق سپاه:محمد رضا شریفی نیا،زنان را برای انتخاب بازیگری لخت مادرزاد می کند

همبستگی نیوز:چند ماه پیش از دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری ، روزنامه صبح صادق(نشریه داخلی سپاه ) وابسته به اداره سیاسی این نهاد و همینطور سایت رجانیوز با انتشار خبری مدعی شدند  «محمد رضا شریفی نیا» بازیگر سینما که  دارای رابطۀ نزدیکی با برخی کانون های قدرت در صدا و سیما و سینما می باشد و در بسیاری از فیلم ها علاوه بر بازیگری به عنوان دستیار کارگردان و انتخاب بازیگر نقش مهمی بر عهده دارد با تشکیل یک مافیای انحصاری ورود بازیگران جدید را در کنترل خود گرفته و به سوء استفاده اخلاقی از آنها می پردازد.این خبر به سرعت از خروجی سایت رجانیوز حذف شد و روزنامه صبح صادق نیز دیگر به این موضوع اشاره ای نکرد.
به گزارش همبستگی نیوز این موضوع در ترافیک بالای اخبار مرتبط با وقایع پس از انتخابات به دست فراموشی سپرده شد و محمد رضا شریفی نیا که توسط سپاه پاسداران به اعمال شنیع اخلاقی متهم شده بود در  قسمت سوم فیلم اخراجی‌ها که رویدادهای مربوط به انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸  را به هجو کشیده‌ بود در نقش یکی از کاندیدای ریاست جمهوری حضور یافت .محمد رضا شریفی نیا به دلیل حضور در این فیلم به شدت مورد حمایت بسیج و جریانات صاحب نفوذ در کشور قرار  گرفت به شکلی که به همراه دست اندرکاران این فیلم چندین بار به دیدار سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی رفت.
با گذشت حدود ۲ سال از انتشار آن خبر که محمد رضا شریفی نیا متهم شده بود برای انتخاب بازیگران زن از آنها می خواهد که لخت مادرزاد شوند و جلوی او راه بروند این سوال مطرح می شود که چگونه هیچگونه برخوردی با وی صورت نگرفت و حتی چندین بار به ملاقات رهبر جمهور اسلامی رفت و حتی پس از حضور در ۳ قسمت اخراجی ها با حمایت بیشتری روبرو گردید ولی بازیگرانی چون فاطمه معتماد آریا به دلیل حمایت از جنبش سبز ممنوع التصویر شدند ، آیا جرم حمایت از جنبش سبز بالاتر است یا درخواست از بازیگران زن برای عریان شدن و سپس انتخابشان به جهت بازیگری؟ اگر این خبر که از سوی روزنامه داخلی سپاه منتشر گردید صحت نداشت پس چگونه هیچ برخوردی از سوی دستگاه ها قضایی با این روزنامه صورت نگرفت ؟
صبح صادق سپاه  در  گزارش مذکور نوشته بود:«مافیای سینمای ایران که توسط یکی از بازیگران مشهور سینما اداره می شود، شرط آغاز به کار یک بازیگر را صرف مبالغ کلان و تن دادن به مسائل غیراخلاقی قرار داده است.»
بنابراین گزارش، محمدرضا شریفی نیا که به فساد اخلاقی مشهور بوده و چندی پیش با جدایی از همسر سابق خود دختری همسن فرزندش را به عقد خود درآورد ، معرفی بازیگران مرد برای ایفای نقش در سینما را مشروط به پیش پرداخت اولیه ۸-۷ میلیون تومانی کرده است. همچنین بازیگران زن، علاوه بر این پیش پرداخت با صراحت شگفت انگیزی به تن دادن به مسائل غیراخلاقی برای پیشرفت سریع تر دعوت می شوند.
این شبکه مافیایی به دلیل ارتباط گیری با اغلب کارگردانان، بر سینمای کشور مسلط شده است. ادامه حیات این شبکه در حالی صورت می پذیرد که تاکنون خبری از برنامه احتمالی مسئولین سینمایی برای شکستن این حلقه فاسد و برخورد با این بازیگر منتشر نشده است.
گفتنی است که شریفی نیا در تازه ترین اقدام بی شرمانه، بر سر انتخاب بازیگر برای یکی از فیلم هایی که سمت همیشگی انتخاب بازیگر بر عهده وی بوده به زنانی که برای بازیگری ثبت نام کرده بودند می گوید که باید لخت مادر زاد شده و در جلوی چشمان وی راه رفته و حرکات مختلفی انجام دهند که این سخن با اعتراض بعضی از حضار مواجه شده ولی برخی دیگر نیز تن به خواسته های کثیف وی داده اند.
در حالی که از چندی پیش برخی از سایت های خبری و رسانه های متعهد از مافیای حاکم بر سینمای کشور که زیر نظر یکی از بازیگران مطرح سینمای ایران جان گرفته و به فعالیت خود ادامه می دهد، خبرنگار بولتن نیوز به اطلاعات تکان دهنده دیگری در این رابطه دست پیدا کرده است
محمد رضا شریفی نیا که از سال های ابتدایی دهه هفتاد وارد سینما و تلویزیون شده و به مدد فیلم ها و سریال هایی چون امام علی  پله های ترقی را یک شبه طی کرده است، با زیرکی و نفوذ خود توانسته است مافیای بزرگی را در سینمای کشور ایجاد کند، با در دست گرفتن مسئولیت هایی چون انتخاب بازیگران و بازیگردانی وی در اکثر فیلم های سال های اخیر این موقعیت تقویت بیشتری یافته و لابی وی قدرت بیشتری یافته است.
لازم به توضیح است سایت رجانیوز پس از ساعاتی از انتشار این موضوع اقدام به حذف آن نمود اما تصویر خبر در روزنامه صبح صادق در زیر قابل رویت است. 

۱۳۹۰ شهریور ۶, یکشنبه

کمپین بین المللی حقوق بشر: حکومت، کروبی را برای «اعترافات تلویزیونی» آماده می کند

کمپین بین المللی حقوق بشر: حکومت، کروبی را برای «اعترافات تلویزیونی» آماده می کند

مهدی کروبی
مهدی کروبی
۱۳۹۰/۰۶/۰۶
یک روز پس از آنکه فاطمه کروبی از «بازداشت انفرادی» مهدی کروبی در آپارتمانی «بسیار کوچک» خبر داد، کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران به نقل از یک منبع آگاه اعلام کرد که مقامات امنیتی جمهوری اسلامی قصد دارند آقای کروبی را برای اعترافات تلویزیونی آماده کنند.

این کمپین اعلام کرده است که از طریق یک منبع آگاه حکومتی مطلع شده که حکومت اقدام به استخدام «چند روانشناس» کرده تا آقای کروبی را برای حضور در تلویزیون آماده کنند.

کمپین بین المللی حقوق بشر می گوید که منظور از روانشناس، «کارشناسان ورزیده نیروهای امنیتی» هستند که از طریق «شکنجه روانی» متهمان را دچار از هم گسیختگی روانی می‌کنند تا فرد بپذیرد جلوی دوربین حاضر شود.

هادی قائمی، سخنگوی کمپین با تاکید بر این‌که در شش هفته گذشته «هیچ‌کس» از مهدی کروبی خبری نداشته است، شرایط بازداشت این رهبر مخالفان را «غیر قانونی و غیر قابل توجیه» خوانده و گفته است: «همگان باید بسیار نگران سلامتی و جان کروبی باشیم.»

پیشتر فاطمه کروبی در گفت‌و‌گو با سایت «سحام نیوز»، پایگاه اطلاع‌رسانی مرتبط با مهدی کروبی، گفته بود که آقای کروبی «از اول ماه رمضان به یک خانه جدید منتقل شده و در بازداشت انفرادی به سر می‌برد».

خانم کروبی خاطرنشان کرده که مهدی کروبی از ابتدای حبس تاکنون از کلیه حقوق اولیه زندانی ماندن حق هواخوری، ملاقات و داشتن روزنامه و کتاب محروم بوده و افزوده است که این امر می‌تواند به وضعیت جسمی آقای کروبی صدمه وارد کند.

پس از فراخوان مشترک میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای برگزاری راهپیمایی مخالفان دولت در همدردی با مردم تونس و مصر در بهمن ماه ۸۹، این دو نفر به همراه همسرانشان در حصر خانگی قرار گرفتند.

کمپین بین‌المللی حقوق بشر «علی خامنه‌ای و نزدیکترین اشخاص در بیت وی» را مسئول مستقیم حصر آقای موسوی و کروبی دانسته و خواستار آزادی سریع و بدون قید و شرط آن‌ها شده است.

هادی قائمی در این خصوص گفته است: «قوه قضائیه ایران و شخص آقای صادق لاریجانی، نه تنها در برابر اقدامات مقامات امنیتی دست و پابسته و ناظر است، بلکه خود در ادامه و استمرار روند نقض حقوق قضایی مشارکت عامدانه و جدی دارد و این جز آن نیست که رهبر ایران خود بر چگونگی رفتار کنونی با مهدی کروبی و میرحسین موسوی مهر تایید زده باشد.»

در آستانه ۲۵ مردادماه - همزمان با ششمین ماه حبس خانگی مهدی کروبی، میرحسین موسوی و همسران آنها - ده‌ها فعال سیاسی و مدنی و چندین تشکل حامی حقوق بشر و جنبش سبز، در نامه‌ای سرگشاده به نهادهای بین‌المللی، خواستار اقدام جهانی برای پایان دادن به حبس این چهره‌های شاخص جنبش اعتراضی ایران شده بودند

۱۳۹۰ مرداد ۲۳, یکشنبه

فعالیت سیاسی+ شهرام هما یون وشبکه ما هو اره ای کانال۱=تجارت؟!!!!مـــــــا هستــــــیـــــم


با سلام  به دو ستان گرامی. از امروز ما تصمیم دا ریم دست به یک سر یع افشا گر یها بزنیم. وقبل  از هر چیز با ید به دو ستان 
و سروران گرامی عرض کنم.این به این منظو ر نیست که ما  قصد اختلاف بین گرو ها ی سیا سی دا ریم.چون خیلی از دو ستان سیا سی ما واقعا از همه چیز خو د گذ شتن, و با تمام وجود وارد میان کارزار با جمهو ری اسلا می شدن.که بنده در همینجا دست یک یک انها رو می بو سم.با تمام سختیها و فشار از طرف  جمهو ری اسلامی مقا وت کردن و هیچ سهم خو اهی ندا شتن.ولی در عو ض عد ه ای سود جو خو د را سیا سی جا زده و از این  طریق به تجا رت پر دا ختن.و از همه مهمتر اینکه با عث شدن با کا رها شون هیچ گرو هی نتو نه در مدت این ۳۳سال به نتیجه بر سن.یکی از دو ستان عزیز و گرامی به بنده خرده گر فت که چرا میگو ید در این  مدت کا ری نشده و ایشان از این جمله نا را حت بو دن.او لا باید عر ض کنم دو ست و استاد گرامی صحبت من با همه سیا سیون نبو د .بلکه با عده ای بود که  فکر مناف و سهم خو اهی بو دن.این افراد برای همین  در همه جا با عث می شدن  که نشستها به بن بست بر سه.چون اگر دو ستانی که زحمت کشیده بو دن و این نشستها رو  به نتیجه می رساندن.انها چطو ری می تو نستن تجا رت کنن و به سو دهای کلان برسن.که ما  در او لین کار اقدام خو اهیم کرد به افشا گری این افراد.در این فیلم که بنده گذا شتم شما  خو اهید دید که اقای شهرام هما یون با قا طعیت میگه تجار هست و  شبکه ما هو ار های که دا ره تبلیغی برای
تجا رت ایشان هست حالا قضا وت با شما؟!!!!! و  در قسمت دیگه همین فیلم اقای کا مران اتابکی رو می بینید که با بی ادبی تمام به شهرام هما یون حمله می کنه و هر چی از دهنش در میاد به شهرام هما یون میگه.و در قسمتی دیگه از این فیلم شما اقای بهروز صور اسرافیل رو می بنید که چطو ری به بینده سبکه حمله می کنه .حالا شما قضا وت کنید که ما بیراه گفتیم؟!!!!!!!! لطفا فیلم از دقیقه۲/۱۶ ببینید. و ما فیلم با فر متهای مختلف اماده کردیم که می تو انیم از طریق ایمیل  برای دو ستان ار سال کنیم با سپا س

۱۳۹۰ مرداد ۱۶, یکشنبه

نامه مهدي كروبي خطاب به فرزندش

سحام نيوز: مهدي كروبي در نامه اي به فرزندش حسين؛ طي نامه اي مواردي را با وي پدرانه در ميان گذارده است. به گزارش سحام نيوز و به نقل از صفحه فيس بوك شخصي حسين كروبي، در بخشي از اين نامه آمده است: “يقين داشته باشيد اين دوران سخت و دشوار پايان خواهد يافت. زشتي و شرمندگي مي ماند براي افراد و مسئوليني كه ظلم مي كنند و بر خلاف قانون و شرع حقوق مردم را پايمال مي نمايند. ”
متن كامل اين نامه بدين شرح است:
نزديك به شش ماه است كه هنوز موفق به ديدار پدرم نشده ام تا وي را حتي براي دقايقي ببينم. خواستم تا در آستانه اين ماه رمضان از پدرم يادي كرده باشم . پدري كه مانند مهندس موسوي و همه زندانيان سياسي دچار كينه و عداوت ماموران امنيتي قرار گرفته اند. اميدوارم در اين ماه، زندانيان سياسي همچون احمد زيدآبادي، محمد داوري، عبدالله مومني، عيسي سحرخيز و بهاره هدايت و بسياري ديگر از زندانيان و نيز گمنامان در بند كه به ناحق دچار ظلم ظالمين شده اند هرچه زودتر آزاد شده و مسببان اين ظلم در اين ماه رحمت و توبه از درگاه خداوند طلب بخشش كنند و به عقلانيت و انسانيت بازگردند.
اين متن نامه اي است كه پدرم چند ماه قبل براي من نوشته بودند. متاسفانه در آن ايام، رسانه هاي جريان حاكم با شايعه پراكني، خبر خروج من از كشور و پناهنده شدن در كشوري امن را منتشر كرده بودند. اين خبرها توسط ماموران به گوش پدرم رسيده بود و ايشان چون نگران جو سازي و سوء استفاده جريان حاكم بودند، طي نامه اي به من در اين خصوص ابراز نگراني خود را اعلام كردند.
بسمه تعالي
فرزند عزيز و نور چشمم حسين كروبي
سلامتي شما و خانواده محترم و فرزندان عزيز زهرا خانوم و احمد جان را از خداوند منان خواستارم. انشاله از همه خطرها مصون و محفوظ باشيد. يقين داشته باشيد اين دوران سخت و دشوار پايان خواهد يافت. زشتي و شرمندگي مي ماند براي افراد و مسئوليني كه ظلم مي كنند و بر خلاف قانون و شرع حقوق مردم را پايمال مي نمايند. با توكل به خداوند بزرگ در كنار خانواده و فرزندان باشيد و در خصوص ملاقات با پدر، هرگونه صلاح مي دانيد عمل نماييد و از مسافرت به خارج از كشور حتما پرهيز نماييد زيرا مصلحت نيست و مطمئن باشيد ندامت و پشيماني جبران ناپذيري دارد.
مهدي كروبي

دزدي يك اخوند از فروشگاه كتاب


دزدي يك اخوند از فروشگاه كتاب

۱۳۹۰ مرداد ۱۲, چهارشنبه

روند تحولات سیاسی و ً نظمی ً دگر در جمهوری اسلامی




تردیدی نیست رژیم اسلامی دورانِ سختی را پشت سر میگذارد. اختلافات باندهای درونِ حکومت به مرحله ای رسیده است که شخص ًرهبر ً هم قارد به کنترل و اداره آنها نیست. نصایح او به دولتمردانش برای محدود کردن نزاعها در درون نظام کارآیی خود را از دست داده و او می بایست در پی چاره جوئیهای جدید باشد. از همین رو او ناچار است برای حفظ ًکاریسمای ً فروریخته خود و حفظ نظام، ًهیاتی ً را برای حل اختلاف مابین دولت و مجلس برگزیند. امّا از سویی دیگر در این وانفسای سرخوردگی، امید ًرهبر ً و مراجع تقلید حکومت برای ماندگار شدن پیش از هرچیز به نقش سپاه و دخالت سپاه در حوزه سیاست است. توجیه ملایان حکومتی در رابطه با دخالت سپاه در سیاست، همان نصح صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی است که بیان میدارد که یکی از وظایف سپاه پاسداران، پاسداری از نظام و حفظ نظام اسلامی است. به همین منظور با انتصاب این توجیه ًقانونی ً، سپاه پاسداران وظیفه خود میداند علاوه بر داشتن دستی بلند در حوزه اقتصاد، حوزه سیاست کشور را هم تیول خود بداند و معین کند در آینده چه گروه و چه دسته ای حقّ اظهار نظر سیاسی و یا حضور در صحنه سیاست کشور را دارند.

کوروش اعتمادی
3 آگوست 2011
koroush_etemadi@hotmail,com

روندِ شکل گیری دسته بندیهای جدیدِ سیاسی در جمهوری اسلامی، حامل پیامدهای سیاسی معینی است. تغییرات در نظر گرفته شده در رابطه با ترکیب جدید رژیم بنوعی بیانگرماهیتِ حکومت در آستانهِ دور آتی ًانتخابات ً مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری است. بیرون راندن ًاصلاح طلبان ً و طرد ً اصولگرایان منحرف ً از دایره قدرت، تلاش برای بازگرداندنِ ًاعتبار ً فروریخته ًرهبریً به سبب دخالتهای مکرر و آشکار او در ترمیم کابینه دولتِ احمدی نژاد، اتحاد جبهه ً اصولگرایان ً و یا جمع آوری آنها در ًجبهه پایداری ً که در پیش روی حکمیت مطلق ًرهبرً سرتمکین فرود آورند؛ از جمله آن هنجارهای سیاسی است که جمهوری ملّایان در این اواخر با آنها دست بگریبان است. امّا در کِش و قُوس همهء این دگرگونیها می بایست به تلاش ًرهبرً در حذف هاشمی رفسنجانی از سلسله مراتب قدرت توّجه جّدی مبذول داشت که با تشکیل ًهیأت عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قواً ً به سرپرستی آیت الله هاشمی شاهرودی او بنا دارد به یکباره مردم شماره 2 رژیم را خانه نشین و او را در مجموعه نظام بی خاصیت کند.

در واقع معمار دگر شدنِ حاکمیت با ترکیب کنونی خود ًرهبر ً است، اگر چه او زیرکانه تلاش میکند حفظ ظاهر کند ومسئولیت مهندسی جدید را به دستچین شده های خود بسپارد. هاشمی رفسنجانی هم کاملا ً به اوضاع درهم ریخته نظام و ترفندهای سیاسی ًرهبری ً واقف است و چندان هم در شرایط امروز ناخشنود از حذف خود از صحنه سیاست نیست، ولی ترک قدرت را هرگز نمی پذیرد. او میداند رژیم در چندین عرصه در بن بست است و نظام از هر دورهِ دیگر پس از حیات سیاسی اش، شکننده تر از پیش شده است. او با کنار گذاشتن اش از صحنه سیاست خود را برای روزی آماده میکند تا بار دیگر پا پیش گذارد و با تمسخر تباهی در مملکت را به رخ ًرهبر ً بکشاند. در رابطه با بی رونق شدن دکّان سیاسی هاشمی رفسنجانی، ًرهبرً معلم قاری خوانی خود هاشمی شاهرودی را به صحنه آورده است تا از یک سو بطورغیر مستقیم وظیفه مستمر خود در اداره دولت و حکومت را نامرئی کند و از سویی دیگر با برافراشتن علم وکُتل هاشمی شاهرودی در مقابل هاشمی رفسنجانی، عذر هاشمی رفسنجانی از صحنه سیاست را بخواهد. در همین رابطه آیت الله ممدوحی عضو مجلس خبرگان رهبری میگوید: نتیجه تشکیل ًهیأت عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوا ً همان از میان رفتن نقش حکمیت مجمع تشخیص مصلحت نظام به ریاست هاشمی رفسنجانی است ً. او میگوید: علیرغم اینکه مجمع تشخیص مصلحت نظام برای حل اختلاف مابین مجلس و شورای نگهبان تأسیس شد امّا پس از مدتی این مجمع به یکی از ابزارهای ًرهبری ً برای حل اختلاف مابین سه قوا تبدیل شد.

البتّه فراموش نکنیم پاسخ دندان شکنِ اخیر ًرهبری ً به هاشمی رفسنجانی در پی اعلام مواضع دوپهلوی هاشمی در رابطه با ًانتخابات ً دور آینده مجلس شورای اسلامی و تلاش او برای کسبِ اجازه ورود برخی از ًاصلاح طلبان ً به دور ً انتخابات ً بود که رفسنجانی اظهار داشته بود : برگزاری انتخابات آزاد مجلس و ریاست جمهوری با حضور واقعی تمامی جناح ها و گروه های دلسوز و معتقد به نظام و قانون اساسی، می تواند به خروج از اوضاع سیاسی کشور کمک کند ً. این اظهار نظر سیاسی همان موضعگیری سیاسی هاشمی رفسنجانی در دو سال پیش است که عنوان کرده بود؛ اوضاع سیاسی در کشور درهم ریخته است و تنها ٌرهبری ً است که قادر است با عفو عمومی معتقدانِ به نظام، عامل خروج کشور از بحران باشد. امّا بنظر نمیرسد وضعیت سیاسی ًاصلاح طلبانِ ً حکومتی بهتر از موقعیت سیاسی کنونی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام باشد. میدانیم از مدتها پیش بالاترین ارگان نظامی حکومت، سپاه پاسداران، با کسب مجوز رسمی از سوی ًرهبرًی و مراجع تقلید حکومتی به نقشی قطعی در تعیین ساختار و ماهیت حکومت دست یافتند. از پیش میدانیم سپاه به صراحت جبهه ًاصلاح طلبان ً را پس از عدم تمکین آنها به نتایج دور دهم ریاست جمهوری رژیم در 22 خرداد 88، جبهه ًفتنهً قلمداد کرده و از سران این جبهه، خاتمی موسوی کروبی، میخواهد در صورت طلب پوزش رسمی از ًرهبریً میتوانند امکان شانس خود برای حضور در ًانتخابات ً دور آتی مجلس شورای اسلامی را مشروط بدست آورند. پس بزعم سپاه صدوراجازه برای ورود ًاصلاح طلبان ً به صحنه رقابت ًانتخابات ً و احیاناً دادنِ چند کرسی مجلس نشینی بی ثمر به آنها، همه بستگی به طلب بخشش رسمی آنها از پیشگاه ًرهبریً دارد.

امّا خود ًرهبریً هم در رابطه با ترکیب دور آینده مجلس شورای اسلامی بیکار ننشسته و دوتن از آیت الله های بامتنفذ و مجزگوی خود را مأمور کرده است تا ًجبهه ای پایدار ً از همهء ًاصولگرایانی ً بوجود آورند که برای حفظ نظام و بارگاه حکمیت او جان و دست میشکنند. آیت الله کنی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، و آیت الله مصباح یزدی هر دو مأموریت یافته اند تا با جدا کردن برخی از چهره های شرمنده ًاصولگرا ً از کابینه احمدی نژادی و متحد کردن آنها با دیگر ًاصولگرایانی ً که در مُریدی آنها نسبت به ًرهبری ً شکی نیست، ًجبهه پایداری ً را بوجود آورند تا با حمایت بی چون و چرا از حاکمیت مطلق ولی فقیه بقای حکومت را ممکن شوند. البّته در این دسته بندیهای جدید هاشمی رفسنجانی تلاش میکند برای حفظ خود در هرم قدرت ابتداء با گروه ًاصلاح طلبان ً، اگر میسر نشد با گروه ًمؤتلفه اسلامی ً وارد زد و بند شود.

در واقع این تنگناها و تسویه حسابهای سیاسی از ویژگیهای حکومتهای استبدادی در طول تاریخ بوده که پس از کنده شدن از جامعه برای ماندن حلقه حاکمیت را تنگتر کرده، و برای لب فروبستنِ هر پژواک اعتراض، خودی ونا خودی را از صحنه رقابتهای سیاسی حذف میکنند. این واقعیت را ولی فقیه حکومت خوب میداند در صورت پاسخگویی به کوچکترین خواست مردم، مطالبات بیشتری از سوی جامعه در مقابل او قرار خواهد گرفت. از همین رو است او فرمان کشتار و سرکوب میدهد تا با ارعاب، جامعه را به خمودی بکشاند. امّا روندِ تحولات سیاسی و بندبازیهای باندهای درون نظام این پرسش را پیش روی ما قرار میدهد چه کسانی و چه دسته سیاسی، خارج از این دایره بسته قدرت، قادر هستند در آینده جایی در صحنه سیاسی کشور داشته باشند؟ تردیدی نیست رژیم اسلامی دورانِ سختی را پشت سر میگذارد. اختلافات باندهای درونِ حکومت به مرحله ای رسیده است که شخص ًرهبر ً هم قارد به کنترل و اداره آنها نیست. نصایح او به دولتمردانش برای محدود کردن نزاعها در درون نظام کارآیی خود را از دست داده و او می بایست در پی چاره جوئیهای جدید باشد. از همین رو او ناچار است برای حفظ ًکاریسمای ً فروریخته خود و حفظ نظام، ًهیاتی ً را برای حل اختلاف مابین دولت و مجلس برگزیند. امّا از سویی دیگر در این وانفسای سرخوردگی، امید ًرهبر ً و مراجع تقلید حکومت برای ماندگار شدن پیش از هرچیز به نقش سپاه و دخالت سپاه در حوزه سیاست است. توجیه ملایان حکومتی در رابطه با دخالت سپاه در سیاست، همان نصح صریح قانون اساسی جمهوری اسلامی است که بیان میدارد که یکی از وظایف سپاه پاسداران، پاسداری از نظام و حفظ نظام اسلامی است. به همین منظور با انتصاب این توجیه ًقانونی ً، سپاه پاسداران وظیفه خود میداند علاوه برداشتن دستی بلند در حوزه اقتصاد، حوزه سیاست کشور را هم تیول خود بداند و معین کند در آینده چه گروه و چه دسته ای حقّ اظهار نظر سیاسی و یا حضور در صحنه سیاست کشور را دارند. و یقینا ً می بایست از هم اکنون این واقعیت را پذیرفت، برگزیدگانِ حوزه های قدرت و مسئولین سیاسی در آینده کسانی خواهند بود که پیوسته از چارچوب کنونی نظام و همهء ویژگیهای آن دفاع کرده، و هرگز حکمیت مطلق ولی فقیه حکومت را مورد پرسش قرار ندهند.

کوروش اعتمادی
3 آگوست 2011

۱۳۹۰ مرداد ۱۱, سه‌شنبه

۱۳۹۰ تیر ۱۹, یکشنبه

کوی دانشگاه تهران، لانه زنبور

ساعت چهار صبح جمعه هجدهم تیرماه 1378 اتفاقی در خیابان امیرآباد تهران رخ داد که تاریخ اعتراضات دانشجویی و جنبش دانشجویی در ایران را با فصل کاملا جدیدی روبرو کرد. برای نخستین بار از تاسیس دانشگاه در ایران نیروهای انتظامی و لباس شخصی به بزرگترین خوابگاه دانشجویی ایران (کوی دانشگاه تهران ) یورش بردند، آنها ابتدا وارد ساختمان شماره چهارده، در چند قدمی در اصلی کوی شدند، بیشتر دانشجویان در این زمان در خواب بودند و هنوز از واقعه ای که در حال رخ دادن بود، اطلاعی نداشتند.
نیروهای مهاجم وارد ساختمانی شدند که بیش از یکصد اتاق کوچک داشت و در هر اتاق چهار دانشجو زندگی می کرد، درهای چوبی را با لگد می شکستند و با باتوم به جان دانشجویان می افتادند و دانشجویانی که با لباس راحت و گاه لباس زیر در تابستان داغ تهران در خواب بودند مبهوت و هراسناک سعی می کردند از اتاق ها فرار کنند.
گروهی از نیروهای انتظامی در جلوی در خروجی صف کشیده و تونلی ساخته بودند که دانشجویان در حال گریز از اتاق ها ناچار شوند از داخل آن عبور کند. هنگام عبور از تونل سیل باتوم و لگد به سر و بدن دانشجویان سرازیر می شد. حمله یک ساعت و نیم به طول انجامید، سپس نیروها به خیابان امیرآباد عقب نشستند.
ساعت 6:30 صبح، حمله مجدد به کوی دانشگاه آغاز شد.اینبار ساختمان های شماره 22، 4 و بقیه ساختمان ها. شیوه برخورد همان بود که در حمله اول صورت گرفته بود. کوی دانشگاه تهران محل زندگی بیش از ده هزار دانشجو از شهرهای مختلف ایران، بزرگترین مجتمع خوابگاهی در ایران می باشد.
توقیف روزنامه سلام که در تیتر اول خود اصلاح قانون مطبوعات را پیشنهاد سعید امامی اعلام می کرد، آغاز اعتراضات دانشجویان کوی دانشگاه بود. این اعتراضات به دانشگاه تبریز نیز گسترش یافت که موجب سرکوب شدید اعتراضات دانشجویان این دانشگاه شد.
مجموعه تحولات 18 تا 23 تیرماه، به کشته و زخمی شدن تعدادی از دانشجویان و مردم انجامید. تاکنون هیچ گونه آمار رسمی از تعداد کشته شدگان و آسیب دیدگان این واقعه ارائه نشده است، تنها یک نام رسما اعلام شد: عزت ابراهیم نژاد؛ دانشجوی سابق، سرباز و شاعر. او در خیابان امیرآباد در زد و خورد با لباس شخصی ها و نیروهای ویژه کشته شد. پیگیری پرونده او هیچ گاه به نتیجه روشنی نرسید.
چند ماه بعد دادگاهی برای واقعه کوی دانشگاه برگزار شد که در آن چند سرباز بعنوان متهم در دادگاه حاضر شدند، نتیجه پایانی دادگاه محکومیت یک سرباز بخاطر دزدیدن یک ماشین صورت تراش از کوی دانشگاه بود. همچنین فرهاد نظری فرمانده حمله به کوی دانشگاه تبرئه شد .
نمای دوم : ساعت بین 2 تا 3 بامداد دوشنبه 25 خرداد 1388 – ده سال بعد از حمله 18 تیرماه 78- دوباره کوی دانشگاه مورد حمله قرار می گیرد. اعتراضات به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری کوی دانشگاه را بار دیگر نا آرام کرده بود. درگیری میان دانشجویان و نیروهای ویژه انتظامی و لباس شخصی در خیابان امیرآباد ادامه داشت که نیروهای لباس شخصی با کمک نیروهای ویژه به داخل کوی هجوم بردند. چند ماه بعد از این حمله، فیلم مربوط به آن که توسط نیروهای لباس شخصی گرفته شده بود منتشر شد، که از وسعت و شدت این حمله خبر می داد. طی این حمله بر اساس اطلاعیه دفتر تحکیم وحدت، پنج دانشجو کشته شدند و بیش از یکصد تن از آنها به طبقه منفی چهار ساختمان وزارت کشور منتقل شدند که در این مکان مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفتند.
آخرین حکم دادگاه این واقعه در چند روز گذشته منتشر شده است. طی این حکم، چهارده دانشجو به احکامی مانند حبس، جریمه، شلاق و تعلیق محکوم شده اند و در احکام منتشر شده خبری از محکومیت مهاجمان دیده نمی شود.
دفتر تحکیم وحدت و هجده تیر 
دفتر تحکیم وحدت یکی از تشکل های فعال در جریانات بعد از هجده تیرماه بود. اولین بیانیه دفتر تحکیم، دعوت دانشجویان به تجمع اعتراضی در مقابل در اصلی دانشگاه تهران در روز شنبه نوزدهم تیر ماه بود و در این روز دفتر تحکیم و نمایندگان آن به شکل رسمی از بالاترین مقام کشور خواستار پاسخگویی شدند. 
علی افشاری که در زمان وقوع حوادث 18 تیرماه از اعضای دفتر تحکیم وحدت بود در مصاحبه ای با یورونیوز فارسی، به تلاش این تشکل برای حمایت از دانشجویان و جلوگیری از انحراف اعتراضات دانشجویی اشاره می کند. 
آقای افشاری می گوید محافظه کاری دولت محمد خاتمی و جریان محافظه کار حکومتی، از جمله عواملی بود که باعث شد خواسته دانشجویان در 18 تیر به سرانجام نرسد.
حضور علی افشاری در مصاحبه تلویزیونی و افشاگری های دفترتحکیم وحدت درباره فریب این تشکل و عدم اجرای وعده های داده شده، اهداف حمله به کوی دانشگاه و آینده جنبش دانشجویی از موضوعاتی است که درباره آنها با علی افشاری گفتگو کرده ایم.
چرخه تنبیه زنبورها
اصطلاح “ لانه زنبور” از دوران پهلوی دوم برای توصیف اعتراضات دانشجویان ساکن کوی به این مکان داده شده بود. اصطلاحی که به اعتقاد بسیاری، در دوران جمهوری اسلامی نیز بدون مصداق نمانده است.
حمله به کوی دانشگاه تهران در هر دو دوره ( 18 تیر 1378 و 25 خرداد 1388) از تشابهات بسیاری برخوردارد که فرضیه برنامه ریزی واحد از سوی افراد یا گروه طراحی کننده هر دو حمله را قوت می بخشد. 
هر دو حمله در ساعات بین دو تا چهار بامداد انجام شده است. شکل درگیری ها و ورود به کوی دانشگاه و حمله به ساختمان ها و حتی تونل ساختن برای ضرب و شتم دانشجویان کاملا مشابه و به طرز شگفت آوری یکسان است. 
انتقال دانشجویان به بازداشتگاه و ضرب و شتم آنان، عدم برگزاری دادگاه برای مسببان حمله، مشخص نشدن ضاربان دانشجویان کشته شده، صدور احکام زندان و جریمه برای دانشجویان و عدم صدور هیچ حکمی برای مسببان از مشابهت های دیگر هر دو حمله است. همچنین همراهی لباس شخصی ها با نیروهای ویژه در هر دو هجوم به کوی دانشگاه کاملا مشابه است.
هجده تیر از منظر شخصیت ها و گروههای سیاسی
رهبر جمهوری اسلامی 
آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، در روز دوشنبه 21 تیر ماه 78 در حالی که دانشجویان در محوطه دانشگاه تهران تجمع کرده بودند، نسبت به تهاجم به کوی دانشگاه موضع گیری کرد و طی سخنانی گفت: “… اين حادثه تلخ، قلب مرا جريحه دار كرد. حادثه غيرقابل قبولى در جمهورى اسلامى بود… مگر من بارها نگفته ام در اجتماعات كسانى كه مخالفند، هيچ كس نبايد رفتار خشونتآميز داشته باشد؟ چون اين، دشمن را خوشحال میكند. بارها ما اين حرف را گفتيم، چرا گوش نكردند؟! چرا گوش نمىكنند؟… اگر عكس مرا هم آتش زدند و يا پاره كردند، بايد سكوت كنيد… دشمنان اصلى ما در سازمانهاى جاسوسى، طرّاحان اين قضايا هستند. اين پولى كه مجلس آمريكا تصويب كرد كه بايد براى مبارزه با نظام ايران صرف شود، اين پول و چندين برابر اين پولها كجا مصرف شد؟ معلوم است، براى همينطور طراحي هايى مصرف مىشود، شکی نیست.”
اما شاید مهمترین اظهار نظر آقای خامنه ای درباره 18 تیر در 14 خرداد 90 مطرح شده باشد، آنجا که می گوید: “دشمنان ما تصور می كردند با رحلت امام، آغاز فروپاشى اين نظام مقدس كليد زده خواهد شد… يك برنامه ريزى ده ساله كردند… ده سال بعد اميدوار بودند كه نتيجه بدهد. سال 78 كه آن حوادث پيش آمد، آن كسى كه اين حوادث را خنثى كرد، مردم بودند. روز بيست و سوم تير سال 78 مردم آمدند در خيابانها، توطئه دشمن را كه سالها برايش برنامه ريزى كرده بودند، در يك روز باطل كردند. آن روز گذشت. موج دوم، باز يك برنامه ريزى ده ساله بود تا سال 88. به نظرشان فرصتى به دست می آمد.”
آیت الله خامنه ای در این سخنان از طرحی سخن گفته است که در آن قرار بوده ده سال بعد از واقعه کوی دانشگاه دشمن طرحی برای آشوب در کشور داشته باشد که حاکمیت آنرا خنثی کرده است. تاکید بلندپایه ترین مقام حکومت در ایران بر اهمیت واقعه 18 تیر و بعد از آن واقعه 25 خرداد گویای اهمیت نقش دانشجویان در فرایندی است که از سوی حاکمیت سیاسی درایران برنامه ریزی دشمن برای آشوب در کشور تلقی شده است. این دیدگاه می تواند در تحلیل دقیق تر چرایی هجوم های مشابه به کوی دانشگاه اهمیت فراوانی داشته باشد.
گروههای ملی – مذهبی
نهضت آزادی حمله به کوی دانشگاه و سردادن شعارهای تند و حمله به مغازه ها و بانک ها را یک جریان هدف دار به هم پیوسته تحلیل کرده و معتقد است « …در این برنامه محور اصلی، ایجاد تقابل میان مقام رهبری و رئیس جمهور است. نهضت آزادی ایران چنین تقابلی را نه به نفع رهبری و کیان کشور می داند و نه به نفع هیچ یک از مسئولان کشور و محافظه کاران و اصلاح طلبان.»
عزت الله سحابی از شخصیت های شاخص ملی – مذهبی که اخیرا درگذشت، درباره واقعه 18 تیر نوشت: « در سه نمونه دیگری که شاهد حمله به دانشگاه بوده ایم یعنی 16 آذر 1332، اول بهمن 1340، 13 آبان 1357 چنین تعرضی با این ابعاد و این موج قساوت و خشونت صورت نگرفته بود. به همین دلیل وضع دانشجویان بسیار داغ و پرهیجان است و بعضا حرف هایی تند و غیر عملی را در قالب شعار و بیانیه مطرح می کنند.»
آقای سحابی پیشنهاد «اعتصاب اعتراضی با فواصل معین » را بعنوان راهکار برای دانشجویان پیشنهاد می کند.
چند روز بعد از فروکش کردن اعتراضات خیابانی، شخصیت های اصلی نیروهای ملی مذهبی مانند دکتر پیمان، عزت الله سحابی، مهندس معین فر و دکتر ابراهیم یزدی در نامه سرگشاده ای به رئیس جمهور تحت عنوان «این فرصت تاریخی را از دست ندهید» درباره عدم رسیدگی به درخواست های دانشجویان به انتقاد از وی پرداختند. در این نامه خطاب به آقای خاتمی نوشته شده است: « … چنانچه برخوردی فعال با آمران و عاملان حوادث اخیر که تنها بخشی از سناریوی سرکوب اصلاحات هستند، پیش نگیرید، مسئولیتی تاریخی متوجه شماست.»
احزاب اصلاح طلب 
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در اولین بیانیه خود بعد از وقایع 18 تیر، این اقدام را با پرونده قتل های زنجیره ای مرتبط دانست.
جبهه مشارکت ایران اسلامی نیز در اولین بیانیه خود، رویداد 18 تیر را حلقه ای از اجزای طرحی بزرگتر دانسته و تاکید می کند که باید « فاجعه هتک حرمت دانشگاه … را حلقه ای از اجزای طرحی بزرگتر که با هدف ناتوان نشان دادن دولت در تامین حقوق و امنیت مردم و ایجاد یاس و انفعال به ویژه در میان نخبگان جامعه ارزیابی کرد. ضرورت دارد که هدف مجریان این پروژه که بی شباهت به پروژه قتل های زنجیره ای و حذف عنصر مردمی و متفکر جامعه به عنوان بزرگترین تکیه گاه دولت و رئیس جمهور نیست، بدفت هم در سطح اندیشه سازی و هم در سطح اجرا و عملیات شناخته و معرفی گردد.»
کارگزاران سازندگی در 20 تیر ماه در بیانیه ای با اشاره به تهاجم خشونت بار به کوی دانشگاه هشدار می دهد که «…چنانچه از روی تدبیر و درایت ابعاد سوء این نوع اقدامات کنترل و نتایج زیان بار آنها برطرف نگردد، می تواند به یک معضل جدی در اداره کشور تبدیل شود. مسلما رفع سریع توقیف روزنامه سلام و برخورد جدی با عوامل تهاجم به دانشگاه و دلجویی از دانشجویان عزیز و جبران پیامدهای ناشی از برخوردهای ناصواب با نیروهای انقلابی در چندماه گذشته … می تواند به عنوان نخستین گام برای فائق آمدن بر مشکلات جاری کشور … تلقی گردد.»
مجمع روحانیون مبارز نیز در اولین بیانیه خود که در روز شنبه 19 تیر منتشر شد بیشتر به مسئله توقیف روزنامه سلام پرداخته و در پایان بیانیه، به واقعه کوی توجه کرده است.
سازمان ها و احزاب محافظه کار
انصار حزب الله اصلی ترین متهم شناخته می شود که اعضای آن در حمله به کوی دانشگاه نقش داشته اند. این گروه در اولین موضع گیری خود با اظهار همدردی با آسیب دیدگان حادثه کوی که آن را « فتنه کور» نامیده و خواستار « .. رسیدگی به علل و عوامل حوادث اخیر و مجازات سریع عاملان آن شد. » انصار حزب اله همچنین آنچه را که « برخی روزنامه های تشنج آفرین وابسته به گروه های پیدا و پنهان سیاسی » به آن ها نسبت داده اند را تکذیب و هر گونه دخالت و حضور خود در وقایع کوی دانشگاه را نفی کرده است.
مسعود ده نمکی بیش از یک ماه بعد از این واقعه تاکید می کند که «… تحکیم بازیچه بود، نیروی انتظامی هم با آن روش برخورد بازی خورد … من معتقدم که جریان دوم خرداد در حادثه کوی دانشگاه بیشتر از همه نفع برد. به دنبال این (تعطیلی سلام) نیروهای اجرایی دفتر تحکیم وحدت به عنوان گروه فشار، عامل ضربت و جاده صاف کن جریان دوم خرداد وارد عمل شدند … من در کوی دانشگاه دوربین های متعدد را دیدم… »
محمد کاظم انبارلویی از اعضای مرکزی جمعیت موتلفه اسلامی دانشجویان معترض در این جریان را « گروه فشار دانشجویی» و « جمع آشوب طلب» نامیده و بر «غیر قانونی» بودن تجمع دانشجویان تاکید می کند بدون آنکه به محکوم کردن ورود به کوی اشاره ای کرده باشد.
انجمن های اسلامی اصناف و بازار تهران همسو با موتلفه تاکید می کنند که «… تجمع و راهپیمایی غیر قانونی و ضرب و شتم عابران و افراد بی گناه و شعار علیه مقدسات و ارزشهای ملت و اسلام و بهانه دادن به صداهای بیگانه و شادی بخشیدن به آمریکای جنایتکار و همخوانی با منافقان و ضد انقلاب همه و همه از تلخ ترین صحنه ها بود.»
تحلیل های اعضای جمعیت موتلفه از این هم فراتر رفت تا جایی که آقای انبارلویی در یادداشتی به طرح این مسئله پرداخت که روشن کند آیا اعتراضات 18 تیر جنبش دانشجویی است یا نه؟ وی سه خصیصه جنبش دانشجویی در نیم قرن اخیر برشمرده است:« 1. ضدیت با استبداد جهانی بویژه آمریکای جنایتکار، 2. ضدیت با استبداد داخلی و 3. همراهی و همگامی با مردم ». از نظر او« … پدیده ای که در هفته گذشته رخ داد ( به دلیل حمایت آمریکا ) نه تنها فاقد مهمترین خصیصه جنبش دانشجویی یعنی ضدیت با استبداد جهانی و آمریکا بود بلکه از حمایت و همراهی بی دریع امپریالیسم جهانی هم برخوردار بود. »
حبیب الله عسگراولادی در واکنش به حادثه کوی دانشگاه خواستار آن است که « موضوع تظاهرات غیر قانونی در شب جمعه 18 تیرماه، تخریب کوی و سپس تحصن، تظاهرات بدون مجوز و خشونت علیه مردم و تخریب اموال عمومی همه به لحاظ حقوقی، قضایی و امنیتی باید پیگیری شود. بی شک کسانی که در آشوب های تهران پا به میدان براندازی گذاشتند، عنوان مفسد و محارب را سزاوارند زیرا سرویس های جاسوسی دشمن فرمان چنین اعمالی را صادر می کردند.»
جامعه روحانيت مبارز تهران نیز اعتراضات دانشجویی را کار دشمنان و مطرودان انقلاب اسلامی دانسته که پس از وقوع این حادثه تلخ در این چند روز اخیر با نفوذ در جمع دانشجویان دست به حرکت هایی زدند و با توهین به مقدسات اسلام و انقلاب حرمت ها را شکستند.
نمای آخر: نرده های کوتاه ، نرده های بلند
در 18 تیرماه ، هنگامی به کوی دانشگاه تعرض شد، نرده هایی که محوطه بزرگ کوی را حفاظت می کرد اندکی بیش از یک متر ارتفاع داشت. به همین دلیل دانشجویان امکان آن را داشتند که از هجوم نیروهای ویژه و لباس شخصی به خیابان های اطراف بگریزند. 
چند ماه بعد از حمله به کوی دانشگاه، دولت محمد خاتمی شهرداری تهران را مامور بازسازی کوی دانشگاه کرد. اتاق های دانشجویان بازسازی شد، فضای کوی به حالت گذشته بازگشت با این تفاوت که نرده های بلندی گرداگرد کوی را پوشاند که دیگر براحتی نمی شد از آنها گریخت، چرا که در هجوم 25 خرداد 88 نرده های بلند کوی دانشگاه نیز به یاری سرکوب شتافته بود
سازمان همبستگی ملی جو انان ایران(انگلستان

۱۳۹۰ تیر ۲, پنجشنبه

عقده های برخواسته از حکومت جمهوری اسلامی

مقاله از اقای علی ضرابی

عقده های برخواسته از حکومت جمهوری اسلامی
در این چند روز جنایاتی در کشورما رخ داده که تاکنون در کشور ما ویا هیچ کشوری رخ نداده است. وبه نظرم شما هم نشنیده باشید که عده ای در روز روشن ویا شب تاریک به خانه و کاشانه مردم بریزند و با زور و عنف عمل غیرانسانی و غیرحیوانی جنسی با بانوان آن خانه انجام دهند. البته این چنین اخباری ساختگی به نظرمیرسید ولی من امروز شرح آنرا از زبان دادستان جمهوری اسلامی شنیدم؟ داستان گلستان خود اعلام کرد که متأسفانه عده ای روزگذشته به منزل بانوئی هجوم برده و همه آنها به عنف به آن خانم تجاوزکرده اند ومن دستور پیگیری و پرونده دستگیری مجرمین را دادم. امیدوارم هرچه زودتر مجرمین را گرفته وسزای عمل غیرانسانی آنها داده شود. خبرگیج کننده است و عجیب اینکه در محل دیگری در اطراف کاشمر در روز روشن عده ای از دیوار منزلی که صاحبخانه و میهمان زن ومرد او در آنجا حضور داشته اند وارد شده و زنان را از مردان جدا نموده و بانوان را مورد تجاوزجنسی قرار داده اند. چنین اخباری حیرت انگیز و غیرقابل قبول است ولی متأسفانه حقیقت دارد کمی فکرکنید این بانوان نگون بخت پس از این جنایت درچه حالی میتوانند باشند. بطور قطع همه آنها مرگ را درچنین وضعیتی آرزو دارند این بانوان و همسران و برادران و کسان آنها پس از این واقعه وحشتناک درچه وضعی می توانند باشند؟
منشأ این گونه جنایات کجاست؟ از نظر نگارنده خیلی راحت می توان گفت اعمال و کردارو قوانینی که منطبق با عرف امروز به هیچ وجه منطقی نیست. منشأ چنین جنایاتی می تواند باشد. زمانیکه پسران را که پیراهن آستین کوتاه بپوشند ویا موی سر خود را بطوری که دلشان می خواهد آرایش کنند ویا دختران و بانوانی را که صورت خود را آرایش نرمی نموده اند ویا موی سر آنها از زیر روسری کمی بیرون آمده باید شلاق بخورند و حتک حیثیت آبروی آنها بشود. تاچه حد می تواند برای جوانان عقده ساز باشد آیا یورش به منزل مردم و دست درازی وحتک حرمت ناموس مردم از این عقده ها ناشی نیست؟ چرا چنین اتفاقی در کشورهای اروپایی و حتی در کشورهای مسلمان که زنان آزادی بیشتری دارند و لااقل پلیس و قانون به پوشش آنها کاری ندارد این اتفاقات غیرانسانی رخ نمی دهد.
قوانین ودستورات و فشار غیرانسانی به هر ملتی موجب طغیان ملت ها را فراهم می کند و بدبختانه همه این نارسایی ها از بغض و عقده هایی می باشد که حاکمان خود فریب داده گرفتارآن هستند و دستآورد آنهم بطورقطع زوال آنها خواهد بود